لغت نامه دهخدا
یک گوشه. [ ی َ / ی ِ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) جا یا چیزی که دارای یک کنج باشد. با زاویه واحد.
یک گوشه. [ ی َ / ی ِ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) جا یا چیزی که دارای یک کنج باشد. با زاویه واحد.
(صفت ) چیزی که دارای یک کنج باشد٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کشت ما را حاصل، این یک خوشه بود عالم ما، اندرین یک گوشه بود
💡 یک گوشه گلستان بود بر لاله و ریحان بود یک گوشه شبستان بود، پر ماه شبستانی
💡 به یکی گوشه ام از میکده گر بار دهند دلق و سجاده تزویر به یک گوشه نهم
💡 بستهنگار نام یک گوشه در ردیف موسیقی ایرانی و همچنین نام یکی از مقامهای خانوادهٔ سهگاه در موسیقی ترکی و عربی است.
💡 جعبه به گونهای انتقال می یابدکه مرکز آن در مبدا باشد، سپس به مکعب واحدی که با داشتن گوشه کمینه در (−1,−1,−1) و یک گوشه بیشینه در (1,1,1) تعریف میشود، مقیاس میشود.
💡 حزین یک گوشه است که در ردیف موسیقی ایرانی در چند دستگاه مختلف طبقهبندی میشود.