گرم دماغ

لغت نامه دهخدا

گرم دماغ. [ گ َ دِ ] ( ص مرکب ) معربد. مست: و آخر زمانیان را سکر حرام شد زیرا که ضعیفتر به عضو و گرم دماغتر بودند از خوردن می. ( کتاب المعارف ). رجوع به گرم شود.

فرهنگ فارسی

۱ - عربده کننده معربد مست: و آخر زمانیان راسکر حرام شد زیرا که ضعیفتر بعضو گرم دماغتر بودند از خوردن می ۲ - متکبر خود پرست.

جمله سازی با گرم دماغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مباش گرم دماغ و بسوز خسرو را من آخر از تو به هم زین دماغ می سوزم

💡 خوردی عسل و رشته و دق آوردی بس گرم دماغ تر نه از رشته بود

💡 ز باد سرد حسودت سپهر گرم دماغ به زیر جبه مصقول پوستین بر زد

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز