پر بسته

مترادف‌ها

محکم بسته شده

متضادها

باز، شل

لغت نامه دهخدا

پربسته. [ پ َ ب َ ت َ /ت ِ ] ( ن مف مرکب ) که پر وی ببسته باشند:
که چون مرغ پربسته بودی مدام
همه کار ناکام و بیکار و خام.فردوسی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) مرغی که پر او را بسته باشند.

جمله سازی با پر بسته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بیدل از بال و پر بسته نیاید پرواز غنچه تا وا نشود جلوه نبخشد بورا

💡 نیست صائب در پر پرواز کوتاهی مرا دور باش باغبان مرغ مرا پر بسته است

💡 غنچه خسبی است به گل راهنما بلبل را فتح ما در گره بال و پر بسته بود

💡 صیاد از آن رخصت پرواز به ما داد چون باخبر از بال و پر بسته ما بود

💡 آنچه دل از عشق او کشید ندیده است صعوه پر بسته زیر پنجه ی شاهین

💡 تن ستاده دل رونده چون تو کیست بال و پر بسته پرنده چون تو کیست

💡 پس از اتمام مراسم جشن سال نو، تمام بسته‌ها و هدایای خریداری شده در جعبه‌های مقوایی محکم و به صورت پر بسته به خانه‌ها ارسال شدند.

💡 کارگران انبار با دقت بسیار زیادی کالاهای شکستنی را در لایه‌های ضخیم فوم قرار داده و آن‌ها را به صورت کاملاً پر بسته آماده حمل کردند.

💡 برای جلوگیری از نشت مایعات در هنگام جابجایی، تمامی ظرف‌های حاوی مواد شیمیایی باید در ظروف ثانویه و به صورت کاملاً پر بسته قرار گیرند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران