لغت نامه دهخدا
پاک طینتی. [ ن َ ] ( حامص مرکب ) پاک سرشتی. پاک نهادی. پاک فطرتی.
پاک طینتی. [ ن َ ] ( حامص مرکب ) پاک سرشتی. پاک نهادی. پاک فطرتی.
عمل پاک طینت پاک سرشتی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چها نمی کشم از پاک طینتی صائب خوش آن که آینه خویش را جلا نکند
💡 رسد به آب بقا پاک طینتی صائب که دل به هستی ناپایدار نگذارد
💡 چون برگ گل درین چمن از پاک طینتی پشت همند خاک نشینان و روی هم
💡 از پاک طینتی است که ابر گرفته رو رزق صدف ز گوهر شهوار می دهد
💡 ز پاک طینتی اشعار من بلندی یافت ز تازگی سخنانم گرفت روی زمین