لغت نامه دهخدا
ناشیانه. [ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) از روی ناشیگری. رجوع به ناشی شود.
ناشیانه. [ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) از روی ناشیگری. رجوع به ناشی شود.
۱. ویژگی آنچه از روی ناشی گری و بی تجربگی انجام شود.
۲. (قید ) با ناشی گری، از روی ناشی گری و بی تجربگی.
باناشیگری:[ اکنون در قسمت کم عمق آب با دست و پا ناشیانه چلپ چلاپ میکرد ]
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاه به منظور آزاد و مردمی نشان دادن انتخابات به نامزدهای محبوب جبهه ملی ایران اجازه رقابت در انتخابات را داد گرچه آنها موفق به کسب هیچ کرسی نشدند.با اعلام نتیجه این انتخابات که خبر از پیروزی عظیم برای نخست وزیر اقبال و حزب ملّیون میداد. در انتخابات تقلب گسترده و ناشیانه ای روی داده بود، تقلب انتخاباتی باعث ایجاد فشار بر شاه، هجوم مطبوعات و ناراحتی و کینه افکار عمومی گشت.