نارایج
لغت نامه دهخدا
نارایج. [ ی ِ ] ( ص مرکب ) نارائج. متاعی که قابل فروختن و داد و ستد نباشد. ( ناظم الاطباء ). || پولی که رایج و روان نبود. ( ناظم الاطباء ). که نارواج است. که رایج نیست. پولی که رواج ندارد و در جریان نیست. که از رواج افتاده است. ناروا. || بازار کاسد و کساد. ( ناظم الاطباء ). بی خریدار. ناروان.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - متاعی که قابل فروختن و داد و ستد نباشد. ۲ - پولی که رایج نباشد نبهره ۳ - بازار کاسد.
جمله سازی با نارایج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نقد جان را گرچه بس نارایج است پیش عشق جان نهان خواهم فشاند
💡 ازدواج مدنی در خاورمیانه نارایج است و عمدتاً بوسیلهٔ یک مقام مذهبی اجرا میشود. در بعضی کشورهای مسلمان ازدواج قانونی اساساً غیرمجاز است. برخی از آنها ازدواجهای قانونی که در خارج از کشور انجام شدهاند را به رسمیت میشناسند و در برخی مانند تونس و الجزایر ممکن است تحت شرایط خاص مجاز باشد.