لغت نامه دهخدا
متغایر. [ م ُ ت َ ی ِ ] ( ع ص ) متفرق و گوناگون و مختلف. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
متغایر. [ م ُ ت َ ی ِ ] ( ع ص ) متفرق و گوناگون و مختلف. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
(مُ تَ یِ ) [ ع. ] (اِفا. ) ضدهم، ناجور.
ویژگی کسی یا چیزی که با دیگری مغایرت و اختلاف داشته باشد، ضد هم، ناجور.
( اسم ) آنکه یا آنچه با دیگری اختلاف داشته باشد مخالف ناجور: اما اگر شاعری الزام کند که چند معنی مختلف در شعری اندک بیارد یا چند اسم متغایر در نظمی بر شمارد...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زنان از کتله استفاده میکردند لذا نحوه لباس پوشیدن آنان متغایر با کشف حجاب رضا خان نبود. سالیان بعد از این قانون توسط فردی روحانی به نام «حسین رفیعی» لباس مقنعه برای بانوان چاهورز بکار برده شد. اما مردان لباسهای شال و قبایی میپوشیدند که با مدرنیزهسازی قوانین کشف حجاب همخوانی نداشت به همین جهت سربازان شاه قبای بلند آنان را از کمر کوتاه میکردند. اغلب مردم چاهورز با طرح کشف حجاب مخالف بودند تا کار به جایی رسید که یکی از ماموران رضا خان در شیخ عامر شهروند ناراضی هنگام تلاش برای کوتاه کردن قبایش مامور رضاخان را به قتل رساند.