لغت نامه دهخدا
واختر. [ ت َ ] ( اِ ) باختر و مشرق. ( ناظم الاطباء ). بر وزن و معنی باختر. ( آنندراج ).
واختر. [ ت َ ] ( اِ ) باختر و مشرق. ( ناظم الاطباء ). بر وزن و معنی باختر. ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خرمن مه را اگر گردون که واختر جوست تو برو بگذر چو باد ودانه یی زآن برمگیر
💡 سپهر خیره که آیا در این سترگ نبرد که راست اخگر ادبار واختر اقبال
💡 گیتی بطبع عنصریت گشته ی مدح گوی واختر برای انوریت گشته مدح خوان
💡 آنجاست نزهت دل و دانش که روی تست وانجاست قبلة مه واختر که رای تست
💡 چون حباب آب واختر برسما موج صوف و نقش آن کمخا خوش است