هم تنگ

لغت نامه دهخدا

هم تنگ. [ هََ ت َ ] ( ص مرکب ) موافق و برابر. ( غیاث ): قاسم صباحت و ملاحت و حسن او را با یوسف هم تنگ کرده. ( جهانگشای جوینی ). || هم عدل. هم لنگه. دو بار که با هم بر ستور بندند. ( از یادداشتهای مؤلف ). || همانند. شبیه:
بیداد بین که دور شب و روز می کند
با لعل تنگبار تو هم تنگ لاله را.سیدحسن غزنوی.

فرهنگ عمید

۱. هریک از دو لنگۀ بار که با هم برابر و هم وزن است.
۲. [مجاز] هم سنگ، هم وزن، برابر.

فرهنگ فارسی

(صفت ) ۱- نسبت دو لنگه بار بهم عدیل. ۲ - هم قدر هم سنگ معادل برابر: دیگر روز مادر شیر این حدیث تازه گردانید و گفت: زنده گذاشتن فجار هم تنگ کشتن اخبار است. توضیح تنگ بمعنی عدل است که یک لنگه باز باشد و همچنانکه دو لنگ. بار باهم مساوی است دو هم تنگ بیک اندازه اند.

جمله سازی با هم تنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیداد بین که دور شب و روز می کند با لعل تنگ بار تو هم تنگ لاله را

💡 بیدل از درد وطن خون ‌گشت ذوق عبرتم بس که یاد آشیان کردم قفس هم تنگ شد

💡 همه از گربهٔ هم رنگ گشتند به شُکر آن شَکَر هم تنگ گشتند

💡 من ار سخت بستم کمر را به مهرت تو هم تنگ بستی میان را به کینم

💡 از مدرسه بگریز که بس تیره درونی در پهلوی هم تنگ چو اوراق کتابست

💡 ای عشق تو با وجود هم تنگ در راه تو کفر و دین به یک رنگ

ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز