نازو

لغت نامه دهخدا

نازو. ( اِ ) نوعی از طیور. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). مرغان خوش الحان. ( ناظم الاطباء ). قمری. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به نارو شود. || درخت کاج. ( شمس اللغات ). رجوع به ناز و ناژو شود. || گربه. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). نازی. رجوع به نازی شود. || ماه. قمر. ( ناظم الاطباء ). || ( ص نسبی ) در تداول، بسیارناز. پرناز. که ناز بسیار کند. نازی. اهل ناز.

فرهنگ فارسی

(اسم ) کاج صنوبر:[...اماچون انصاف آتش درمیان آیدعود را در صدر بساط برند و ناژ را علف گرمابه سازند.]

دانشنامه عمومی

نازو ( به ایتالیایی: Naso ) یک کومونه در ایتالیا است که در استان مسینا واقع شده است.
نازو ۳۶ کیلومترمربع مساحت و ۴٬۰۷۰ نفر جمعیت دارد و ۴۹۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.

جمله سازی با نازو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عاشقان بوس و کنار و نیکوان نازو عتاب مطربان رود و سرود و می کشان خواب و خمار

💡 عتاب و نازو دشنامش چه خواهد بود حیرانم ستمکاری که باشد چین ابرو مد احسانش

💡 وز بعد مصطفی به علی نازو سرفراز نیکو شناس در درج دین کمال او

💡 ز نازو دلبری گفتا به مهیار تو دیوانه شدی ای مرد هوشیار

💡 جیش تو نازو غمزه سپاه من اشک و آه تا منهزم که لشکر تو یا سپاه من

💡 شاهان اگر بصحبت رندان نظر کنند شاید که نازو سروری از سر بدر کنند

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز