لغت نامه دهخدا
یامه. [ م َ ] ( مغولی، اِ ) یام. ( آنندراج ). اسب پست. ( از ناظم الاطباء ). اسب چاپارخانه.
یامه. [ م َ ] ( مغولی، اِ ) یام. ( آنندراج ). اسب پست. ( از ناظم الاطباء ). اسب چاپارخانه.
یام اسب پست
یامه (استان اوپوله). یامه ( به لاتین: Jamy ) یک روستا در لهستان است که در گمینا گوژوف شلانسکی واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون روا باشد که سعدی گویدت «سرو بستانی تو یامه یا پری »