کبودچشم

واژه «کبودچشم» در فارسی به صورت یک صفت مرکب به کار می‌رود و به فردی گفته می‌شود که رنگ چشم او به سمت کبودی یا آبی متمایل باشد و در نگاه ظاهری، چشم‌های روشن و مایل به آبی داشته باشد. در لغت‌نامه‌های کهن مانند دهخدا، این واژه معادل‌هایی مانند ازرق، زاغ‌چشم یا سبزچشم نیز دارد که همگی به رنگ روشن و غیرتیره چشم اشاره می‌کنند. در متون قدیمی فارسی، «کبودچشم» بیشتر برای توصیف ویژگی ظاهری افراد استفاده شده و جنبه توصیفی و تشبیهی داشته است. این واژه در برخی فرهنگ‌ها به معنای دقیق‌تر «آبی‌چشم» یا فردی با چشم‌های آبی معرفی شده و در برابر چشم‌های تیره قرار می‌گیرد. در فرهنگ عمید نیز تأکید شده است که کبودچشم به کسی گفته می‌شود که رنگ چشم او آبی یا متمایل به آبی باشد. در کاربرد ادبی، این صفت گاهی برای زیبایی یا تفاوت ظاهری افراد به کار می‌رفته و جنبه توصیفی مثبت یا خنثی داشته است. از نظر زبانی، «کبود» در فارسی کهن به معنای رنگ مایل به آبی یا فیروزه‌ای نیز آمده و همین معنا در ترکیب با «چشم» شکل این واژه را ساخته است. بنابراین کبودچشم صرفاً یک ویژگی ظاهری است و هیچ بار معنایی منفی یا تحقیرآمیز ذاتی در معنای اصلی خود ندارد. در برخی متون تاریخی، این واژه در کنار دیگر صفات ظاهری برای توصیف دقیق چهره افراد به کار رفته است. در نتیجه، این کلمه به معنای فردی با چشم‌های آبی یا روشن است که در زبان فارسی کهن و متون ادبی کاربرد توصیفی داشته است.

لغت نامه دهخدا

کبودچشم. [ ک َ چ َ / چ ِ ] ( ص مرکب ) آنکه چشمش به سبزی زند. ( آنندراج ). ازرق. ( ترجمان القرآن ). زاع. زاغ چشم. سبزچشم. زرقاء. ( یادداشت مؤلف ): و این مرد بازرگان سرخ و کبودچشم بود. ( سندبادنامه ص 305 ).

فرهنگ عمید

آن که چشم های آبی دارد، ازرق چشم.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه تخم چشمش کبود باشد ازرق چشم.

جمله سازی با کبودچشم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بشکفت کبودچشم و نیلی‌چهر لاغر تنی و ضعیف ستخوانی