کامل عیار. [ م ِ ع ِ ] ( ص مرکب ) زر ده دهی. ( فرهنگ نظام ).
- نقره کامل عیار؛ نقره خالص. مؤلف تذکرةالملوک آرد: نقره کامل عیار آن است که از سطح قرص نقره بعد از برآمدن از کوره قال شاخچه ها به شکل حباب سر میزند، و به همین جهت نقره خالص را شاخدار میگویند. ( تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص 22 ).
|| مجازاً هر کس و چیز بی عیب. ( فرهنگ نظام ). تمام عیار.( آنندراج ). کامل. بی غل و غش. ( آنندراج ):
رتبه کامل عیاران از محک ظاهر شود
تن به سنگ کودکان ده دامن صحرا مگیر.صائب ( از آنندراج ).رجوع به کامل العیار شود.
۱. دارای عیار کامل، درست عیار.
۲. [مجاز] بی عیب ونقص.
( صفت ) ۱ - فلز و پولی که عیارش کامل و درست باشد تمام عیار. درست عیار. ۲ - کامل و تمام از هر جهت تمام عیار: [ مردی کامل عیار است ]. [ رتب. کامل عیاران از محک ظاهر شود تن بسنگ کودکان ده دامن صحرا مگیر ]. ( صائب )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روزی که کیمیای تو تأثیرجو نبود کامل عیار بود مس ناروای من
💡 دیوانه ای که می رمد از سنگ کودکان بیرون کنش ز شهر که کامل عیار نیست
💡 چه صرفه می برد از پاک طینتان دوزخ؟ ز بوته کی زر کامل عیار می سوزد؟
💡 نقصی به ما نمی رسد از بوته گداز داغ است آتش از زر کامل عیار ما
💡 خواهی که روسیه نشوی گاه امتحان مانند زر خالص کامل عیار باش
💡 با هر که ساعتی بنشینی هوای او جز در فضایل زر کامل عیار نیست