چنگ پشت
لغت نامه دهخدا
چنگ پشت. [ چ َ پ ُ ] ( ص مرکب ) خمیده پشت. کوژپشت. ( آنندراج ) ( از مجموعه مترادفات ص 290 ). کوژپشت و احدب. ( ناظم الاطباء ):
پیران چنگ پشت و جوانان چنگ زن
در چنگ جام باده و در گوش بانگ چنگ.سوزنی.پیریش چنگ پشت کرد و ضعیف
چون بریشم ز گوشمال رباب.سوزنی.فلک چنگ پشت است و ساعات رگها
که رگ بیست وچهار است بر چنگ بسته.خاقانی.
فرهنگ عمید
خمیده پشت، گوژپشت.
فرهنگ فارسی
خمیده پشت کوژ پشت. کوژ پشت و احدب.
جمله سازی با چنگ پشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیریش چنگ پشت کرد و ضعیف چون بریشم ز گوشمال رباب
💡 کی به قانون طرب گردد مرا آهنگ راست اینچنین کز بار دل چون چنگ پشت من خم است
💡 پیران چنگ پشت و جوانان چنگ زلف در چنگ جام باده و در گوش بانگ چنگ
💡 ز چنگ این سپهر چنگ پشت چنگ سان نالم مکن عیبم که قامت گشته از نیرنگ آن نالم
💡 کز او خوشگوتری در لحن آواز ندید این چنگ پشت ارغنون ساز
💡 فلک چنگ پشت است و ساعات رگها که رگ بیستوچار است بر چنگ بسته