لغت نامه دهخدا
چاه ارژنگ. [هَِ اَ ژَ ] ( اِخ ) چاهی در توران زمین که افراسیاب بیژن را در آن چاه زندانی کرد. چاه بیژن:
به پیلان گردنکش آن سنگ را
که پوشد سر چاه ارژنگ را.فردوسی.رجوع به ارژنگ و چه ارژنگ شود.
چاه ارژنگ. [هَِ اَ ژَ ] ( اِخ ) چاهی در توران زمین که افراسیاب بیژن را در آن چاه زندانی کرد. چاه بیژن:
به پیلان گردنکش آن سنگ را
که پوشد سر چاه ارژنگ را.فردوسی.رجوع به ارژنگ و چه ارژنگ شود.
چاهی در توران زمین که افراسیاب بیژن را در آن چاه زندانی کرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که من زی سراندیب رانم سپاه برون آرم از چاه ارژنگ شاه
💡 بپیلان گردون کش آن سنگ را که پوشد سر چاه ارژنگ را