لغت نامه دهخدا
ناشناسا. [ ش ِ ] ( ص مرکب ) نادان. بی اطلاع. بی دریافت. || غیر معروف. نکره. ( ناظم الاطباء ). مقابل شناسا. رجوع به شناسا شود.
ناشناسا. [ ش ِ ] ( ص مرکب ) نادان. بی اطلاع. بی دریافت. || غیر معروف. نکره. ( ناظم الاطباء ). مقابل شناسا. رجوع به شناسا شود.
ناشناخته، غیر معروف، گمنام، مجهول.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جمله گشته پریشان او پس و پیش ایشان ناشناسا شه جان بر سر لشکر آید