لغت نامه دهخدا
نارفتنی. [ رَ ت َ ] ( ص لیاقت ) که رفتنی نیست. که نخواهد رفت. که نتواند رفت. ماندنی. || نکردنی. که نباید کرد. که نشاید انجام داد: بلکه از متسوقان و مضربان و عاقبت نانگران و جوانان کار نادیدگان نیز کارها رفته است نارفتنی. ( تاریخ بیهقی ص 333 ).