نارفتنی

لغت نامه دهخدا

نارفتنی. [ رَ ت َ ] ( ص لیاقت ) که رفتنی نیست. که نخواهد رفت. که نتواند رفت. ماندنی. || نکردنی. که نباید کرد. که نشاید انجام داد: بلکه از متسوقان و مضربان و عاقبت نانگران و جوانان کار نادیدگان نیز کارها رفته است نارفتنی. ( تاریخ بیهقی ص 333 ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آنکه رفتنی نیست آن کس که نرود ماندنی. ۲ - آنچه که نباید کرد نکردنی: [ بلکه از متسوقان و مضربان و عاقبت نانگران و جوانان کار نادیدگان نیز کارها رفته است نارفتنی ]
که رفتنی نیست که نخواهد رفت.

جمله سازی با نارفتنی

💡 بی‌دستگاهی‌، آفت آثار مرد نیست نارفتنی است خط اگر از خامه نال رفت

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز