ماه جبین

لغت نامه دهخدا

ماه جبین. [ ج َ ] ( ص مرکب ) کسی که پیشانی وی مانند ماه درخشان و تابان باشد. ( ناظم الاطباء ):
چون فلک هرکه برد سجده خاک در تو
شود از خاصیت خاک درت ماه جبین.سلمان ساوجی. || ازاسمای محبوب است. ( آنندراج ). معشوق زیباروی:
خورشید نماینده بتی، ماه جبینی
کافوربناگوش مهی، مشک عذاری.سنائی.

فرهنگ فارسی

کسی که پیشانیش مانند ماه (قمر ) درخشان باشد معشوق زیبا روی: خورشید نماینده بتی ماه جبینی کافور بنا گوش مهی مشک عذاری. ( سنائی. چا. مصف.۳۲۴ )

فرهنگ اسم ها

اسم: ماه جبین (دختر) (فارسی، عربی)
معنی: ماه ( فارسی ) + جبین ( عربی )، مه جبین

جمله سازی با ماه جبین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفت ای ماه جبین یوسف گل پیرهنم گل خوشبوی من ای اکبر شیرین سخنم!

💡 دل صائب نخورد آب ز هر ماه جبین زنگ آیینه ارباب نظر مهتاب است

💡 اکبر آن سرو قد ماه جبین شد چو مشتاق وصل حورالعین

💡 به وفایی که نداری قسم ای ماه جبین هر جفایی که کنی بر دل ما عین وفاست

💡 گر شود شبنم فردوس همان رو به قفاست عرقی کز رخ آن ماه جبین غلطیده است

💡 من خانهٔ آن ماه جبین می دانم گاهی به گمان گه به یقین می دانم

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز