ینگا

لغت نامه دهخدا

ینگا. [ ی َ ] ( ترکی، ص ) ینگی. نو. ( آنندراج ).
ینگا. [ ی ِ / ی َ ] ( ترکی، اِ ) مشاطه. ( آنندراج ). ینگه عروس. زنی که دست عروس به دست داماد دهد. زنی که همراه عروس از خانه پدر به خانه شوی رود. ( یادداشت مؤلف ):
آن شب گردک نه ینگا دست او
خوش امانت داد اندر دست شو.مولوی.و رجوع به ینگه شود. || زن برادر و زن عم. ( آنندراج ). || کدبانو. ( آنندراج ).

فرهنگ عمید

نو، جدید.

فرهنگ فارسی

مشاطه ینگه عروس زنی که دست عروس را به دست داماد دهد

جمله سازی با ینگا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن شب گردک نه ینگا دست او خوش امانت داد اندر دست تو

پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز