لغت نامه دهخدا
گریبانگه. [ گ ِ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) مخفف گریبانگاه است. جای گریبان. گلو. گردن:
جاوید باد عمر تو و دشمنان تو
چنگ اجل گرفته گریبانگه امل.سوزنی.رجوع به گریبان شود.
گریبانگه. [ گ ِ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) مخفف گریبانگاه است. جای گریبان. گلو. گردن:
جاوید باد عمر تو و دشمنان تو
چنگ اجل گرفته گریبانگه امل.سوزنی.رجوع به گریبان شود.
جای گریبان، گلو، گردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جاوید باد عمر تو و دشمنانت را چنگ اجل گرفته گریبانگه امل