گربه رو

مترادف‌ها

زشت، بدقیافه، کریه، بدریخت

لغت نامه دهخدا

گربه رو. [ گ ُ ب َ / ب ِ رَ / رُو ] ( اِ مرکب ) سوراخی که گربه از آن تواند رفتن و آمدن. سوراخی به دیوار و غیره که گربه از آن تواند گذشتن. تنبوشه. || در اصطلاح ساختمان، سوراخهای هواکش که زیر کف اطاق ها سازند که رطوبت و ابخره زمین بیرون کنند.

جمله سازی با گربه رو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چه شیران بدیدند روی ستیز نهادند چون گربه رو در گریز

💡 دل و زبان منافق یکی شود با هم به هر دو دست اگر گربه رو تواند شست

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران