لغت نامه دهخدا
گربه کور. [گ ُ ب َ / ب ِ ی ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آدم محیل و فریبکار و حقه باز است. رجوع به گربه شود.
گربه کور. [گ ُ ب َ / ب ِ ی ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آدم محیل و فریبکار و حقه باز است. رجوع به گربه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گربه... س روز کور نیکو نبرد کوری کاین مهتران ستاره روزند
💡 تعداد گونههای پستاندار پارک ملی و منطقه حفاظت شده دنا عبارتند از: کل و بز، گراز، خرس قهوه ای، پلنگ، گرگ، روباه، کفتار، شغال، گورکن، موش کور، موش خرما، سنجاب جنگلی، خرگوش، سمور، راسو، خفاش، نعل اسبی، گربه وحشی، کاراکال، خفاش گوش بلند، سگ آبی، تشی، جوجه تیغی، سیاه گوش و گوزن زرد ایرانی (در اسارت)
💡 بکاوش مژه از کور تا نجف بروم اگر بهند بخاکم کنی و گربه تتار