مسئلهٔ احیای انسانها و بازآفرینی پیکر آنان در روز رستاخیز، به ویژه فرآیند گردآوری استخوانهای پوسیده، امری است که از منظر مادی و ظاهری ممکن است برای برخی دشوار و باورنکردنی به نظر آید. با این حال، قرآن کریم، به عنوان کلام الهی، بارها بر این حقیقت تأکید ورزیده است تا شک و تردید را از دلها بزداید و قدرت بیکران خداوند را بر آفرینش دوباره آشکار سازد. این آیات صرفاً یک خبر غیبی نیستند، بلکه استدلالهایی روشن بر توحید و قدرت مطلق پروردگار عالمیان به شمار میآیند، و خداوند با ذکر دقیقترین جزئیات، اطمینان خاطر مؤمنان را فراهم میآورد.
در قرآن کریم، به طور مکرر بر قابلیت خداوند در جمعآوری متلاشیترین اجزای بدن تأکید شده است. از جمله آیاتی که این مفهوم را به وضوح بیان میکند، کلام شریف پروردگار است که میفرماید: «أَيَحْسَبُ الْإِنْسَانُ أَنْ لَنْ نَجْمَعَ عِظَامَهُ بَلَىٰ قَادِرِينَ عَلَىٰ أَنْ نُسَوِّيَ بَنَانَهُ» (سورهٔ قیامت، آیات ۳ و ۴). این آیه شریفه، با طرح یک پرسش تعجبی از سوی انسان، به او یادآوری میکند که آیا گمان میکند استخوانهای پوسیدهاش هرگز گردآوری نخواهند شد؟ و بلافاصله با تأکید «بَلَىٰ» پاسخ میدهد که این کار نه تنها ممکن است، بلکه خداوند بر این امر تواناست که حتی خطوط و شکل ظریف سرانگشتان او را که اثر انگشتانش را میسازند، دوباره به دقت و کمال اولیه بازگرداند.
این تأکید بر «بنان» (سرانگشتان) نشان از عمق علم و قدرت الهی دارد؛ زیرا خطوط سرانگشتان، از ریزترین و منحصر به فردترین ویژگیهای فیزیکی هر فرد هستند که پس از مرگ، به سادگی از بین میروند. این بیان دقیق قرآنی، پاسخی قاطع به هرگونه تردید در توانایی خداوند برای احیای تمامی ذرات وجودی انسان، هر چند متلاشی و پراکنده شده باشند، ارائه میدهد. بنابراین، مفهوم رستاخیز و برپایی مجدد انسانها، مبتنی بر اصل قدرت مطلق و علم لایتناهی خداوند است که هیچ چیز در برابر ارادهٔ او محال نیست و این نهایتِ هدایت برای اطمینان قلبی انسانهاست.