لغت نامه دهخدا
گرائیده. [ گ َ / گ ِ دَ / دِ ] ( ن مف ) گراییده. رجوع به معانی گراییدن شود.
گرائیده. [ گ َ / گ ِ دَ / دِ ] ( ن مف ) گراییده. رجوع به معانی گراییدن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خلایق ز حق سوی باطل گرایند ز حق سوی حق او گرائیده باشد
💡 إِنْ نَشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ اگر خواهیم ما در زمین فرو بریم ایشان را، أَوْ نُسْقِطْ عَلَیْهِمْ یا فرو افکنیم بر ایشان، کِسَفاً مِنَ السَّماءِ پارهای از آسمان، إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً در آنچه میبینند از آفریده ما نشان توانایی ماست، لِکُلِّ عَبْدٍ مُنِیبٍ (۹) هر بندهای را که با ما گرائیده بود.