گاه دود

لغت نامه دهخدا

گاه دود. ( اِ مرکب ) دود کوره:
پیری مرا بزرگری افکند ای شگفت
بی گاه دود زردم و همواره سرف سرف.کسائی ( از فرهنگ اسدی نخجوانی ).در لغت فرس اسدی چ مرحوم اقبال ص 245 از قول کسائی چنین آمده:
بی گاه و دود زردم و هموار سرف سرف.

جمله سازی با گاه دود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو سقف خانه هوادار یک مقام مشو گهی صهبا چمن، گاه دود گلخن باش

💡 گاهی از مه چراغ می​کردم گاه دود چراغ می​خوردم

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
باری یعنی چه؟
باری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز