«گاه بگاه» یک اصطلاح فارسی است که به معنای «بعضی اوقات» یا «وقت به وقت» به کار میرود. این عبارت زمانی استفاده میشود که کاری یا رویدادی به طور منظم رخ ندهد و فقط گهگاهی اتفاق بیفتد. برای مثال، میتوان گفت «او گاه بگاه به دیدار دوستانش میرود» یعنی او هر از چندگاهی دوستانش را ملاقات میکند و این کار مداوم و روزانه نیست. در متون ادبی و شعر فارسی نیز این اصطلاح برای بیان حالت پراکنده یا غیر پیوسته زمانی به کار رفته است، مانند: «خارخار دل نازک شده از گوشه چشم، مژه برهم زدن گاه بگاهی که تراست» که نشاندهنده وقوع پراکنده و گاهبهگاه چیزی است. بنابراین، «گاه بگاه» به موقعیتهایی اشاره دارد که رخدادها یا کارها به صورت ناپیوسته و غیرمنظم اتفاق میافتند و زمان دقیق آنها مشخص نیست. این واژه هم در ادبیات کلاسیک و هم در زبان محاورهای معاصر کاربرد دارد و بیانگر تکرار غیرمستمر یک عمل یا رویداد است.
گاه بگاه
لغت نامه دهخدا
گاه بگاه. [ ب ِ ] ( ق مرکب ) وقت بیوقت:
خارخار دل نازک شده از گوشه چشم
مژه برهم زدن گاه بگاهی که تراست.شانی ( از آنندراج و مجموعه مترادفات ص 295 ).
فرهنگ فارسی
وقت بوقت بعض اوقات: گاه بگاه بسفر میرود.
جمله سازی با گاه بگاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گاهی ز دیدگاه ز دل خون چکاندم طرز نگاه گاه بگاه کلاه دوز
💡 او در اندیشه ی منع نگه گاه بگاه من مسکین طمع وصل مدامم باشد
💡 او گهی تابان بر چرخ و گهی زیر زمین تو بوی تابان بر گاه بگاه و بی گاه