لغت نامه دهخدا
کارخواه. [ خوا / خا ] ( نف مرکب ) کارجو. کارجوی. آنکه کار طلبد.
کارخواه. [ خوا / خا ] ( نف مرکب ) کارجو. کارجوی. آنکه کار طلبد.
( صفت ) آنکه کاری طلبد کار جوی.
کارجو آنکه کار میطلبد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از زمان نسخه ۱/۲، نرمافزار کارخواه اوتلاین بر روی سکوی ویندوز از «بتا» خارج شد و عملاً شروع به رمزگذاری تمام ترافیک از دستگاه کرد، مشابه نرمافزار کارخواه اوتلاین بر روی سکوهای مکاواس، کروم اواس، اندروید و آیاواس.
💡 اُآذ اجازهها را از راه توکنها دسترسی[و ۱] صادر میکند. این قرارداد مشخص میکند که یک کارخواه (کلاینت)چگونه باید از کارساز (سرور)درخواست توکن دسترسی را نماید و چگونه در زمان لازم آن را ارائه نماید.
💡 برای استفاده از این برنامه میتوان نرمافزار کارخواه اوتلاین را از فروشگاه اینترنتی اپ استور (آیاواس) یا گوگل پلی دانلود کرده و با استفاده از کلید دسترسی منحصربهفرد متصل شد. این برنامه برای رایانههای رومیزی و تلفن همراه نیز در دسترس است و این امکان را میدهد که از هر کجا و با هر دستگاهی بهصورت خصوصی به اینترنت آزاد و باز وصل شد.
💡 چون طریقت کارخواه و چون حقیقت کارکن چون شریعت کار جوی و چون طبیعت کامران