چراغ شدن

لغت نامه دهخدا

چراغ شدن. [ چ َ / چ ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب )درخشیدن و روشن گشتن. ( ناظم الاطباء ). روشن شدن. شعله دادن. فروزان شدن چراغ. نور دادن چراغ:... و چون آتشی است که از سنگ و پولاد جهد و تا سوخته نیابد، نگیرد و چراغ نشود که از او روشنائی یابند. ( نوروزنامه ). || موکل شدن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

درخشیدن و روشن گشتن. روشن شدن. شعله دادن. فروزان شدن چراغ.

جمله سازی با چراغ شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بود بخانه تاریک با چراغ شدن ز فیض بندگی دوست، زنده دل مردن

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز