لغت نامه دهخدا
چاردست. [ دَ ] ( اِمرکب ) کنایه است از چارعنصر. چارآخشیج:
این هفت قواره شش انگشت
یکدیده چاردست و نه پشت.نظامی ( لیلی و مجنون ).
چاردست. [ دَ ] ( اِمرکب ) کنایه است از چارعنصر. چارآخشیج:
این هفت قواره شش انگشت
یکدیده چاردست و نه پشت.نظامی ( لیلی و مجنون ).
چار عنصر. چار آخشیج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ملک در ظل چتر او از ناز کرده خوش چاردست و پای دراز
💡 در آن دو لفظ سخن چاردست و پای شتر چنان نشنید کان شیوه عقل بگزیند