چار صد

لغت نامه دهخدا

چارصد. [ ص َ ] ( عدد مرکب، ص مرکب، اِ مرکب ) مخفف چهارصد. رجوع به چهارصد شود.

فرهنگ فارسی

مخفف چهارصد

جمله سازی با چار صد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو در سختی چنین راهی سپردند بهم هر چار صد آنجا بمردند

💡 دگر چار صد تخته از عود تر که مهر اندرو گیرد و رنگ زر

💡 پسر بشمرد و گفتش ای خداوند هزار و چار صد پیلست در بند

💡 پلنگی که خوانی همی بربری ازان چار صد پوست بد بر سری

💡 مرا سال از چار صد برگذشت به سر بر بسی چرخ گردان بگشت

💡 ز زر چار صد بار دینار گنج به خروار نقره دوصد بار پنج

دین یهودیت یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز