اربع عشره

لغت نامه دهخدا

( اربععشرة ) اربععشرة. [ اَ ب َ ع َ ع َ ش َ رَ ] ( ع عدد مرکب، ص مرکب، اِ مرکب ) چهارده.

فرهنگ فارسی

چهارده
چهارده

جمله سازی با اربع عشره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 «طبرستان و کورها آلتی لها منابر اربع عشره کوره آمل و هی القصبه و ساریه و مامطیر و ترنجه و رودبست و میله و مرار کدح والمهروان و طمیس و تمّار و ناتل و شالوس و رویان و کلا».

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران