پای گریز

لغت نامه دهخدا

پای گریز. [ ی ِ گ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قوه فرار:
نه پای گریز و نه روی ستیز.

فرهنگ فارسی

قوه فرار نه پای گریز نه پای ستیز

جمله سازی با پای گریز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیست از جور توام پای گریز بر سر کوی توام پا در گل است

💡 ما را ز دست جور تو پای گریز نیست راحت، نصیب دیده خونابه ریز نیست

💡 که جانشان از ایرانیان بد به تنگ نه پای گریز و نه پروای جنگ

💡 آنرا که چو من صید غم عشق تو گردد نی پای گریز است و نه امید رهائی

💡 دل نمانده‌ست که گوی خم چوگان تو نیست خصم را پای گریز از سر میدان تو نیست

💡 فکر کمین مکن که تماشایی ترا پای گریز چون هدف از پیش تیر نیست

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز