پامرد

لغت نامه دهخدا

پامرد. [ م َ ] ( اِ مرکب ) پایمرد. یاری دهنده. دستیار:
سالاربار مطران پامرد جاثلیق
قسیس باربر نه و ابلیس بدرقه.سوزنی.

فرهنگ عمید

= پایمرد

جمله سازی با پامرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرا امروز اختر سازگار است زمین پامرد و گردون دستیار است

💡 دید پامرد آن همایون خواجه را اندر آن شب خواب بر صدر سرا

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز