لغت نامه دهخدا
پالانگری. [ گ َ ] ( حامص مرکب ) پالاندوزی:
پالانگریی بغایت خود
بهتر ز کلاه دوزی بد.نظامی.
پالانگری. [ گ َ ] ( حامص مرکب ) پالاندوزی:
پالانگریی بغایت خود
بهتر ز کلاه دوزی بد.نظامی.
پالان دوزی.
پالاندوزی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به چشمی بیند این دیو آن پری را که خر در پیشهها پالانگری را
💡 این چرا پالانگری بر خود گماشت جامه و زربفت و دیبا را گذاشت