پا افتادن

کلمه‌ی «پا افتادن» در فارسی به معنای فراهم شدن، میسر شدن یا پیش آمدن یک موقعیت است. این ترکیب معمولاً زمانی به‌کار می‌رود که شرایط انجام کاری به‌طور طبیعی یا اتفاقی فراهم شود. «پا افتادن» از نظر ساختاری از واژه‌ی «پا» با معنای آغاز حرکت یا شروع کار، و «افتادن» به معنای رخ دادن یا تحقق یافتن تشکیل شده است. در گفتار روزمره، وقتی می‌گویند «اگر پا بیفتد»، یعنی اگر موقعیتی مناسب دست دهد، آن کار انجام خواهد شد. این اصطلاح می‌تواند هم برای اتفاقات خوب و هم برای رویدادهای ناخوشایند به کار رود. در متون کهن و فرهنگ‌های قدیم، «پا افتادن» به معنای پیش آمدن یک رخداد غیرمنتظره نیز ثبت شده است. این واژه از نظر معنایی بیانگر نوعی وقوع طبیعی و بدون برنامه‌ریزی است. در بسیاری از کاربردها، نوعی حالت تصادفی یا ناگهانی در معنای آن وجود دارد. همچنین این ترکیب در برخی موارد به معنای مهیا شدن شرایط مساعد برای انجام یک کار خاص نیز به‌کار می‌رود. از نظر هم‌معنی، می‌توان به واژه‌هایی مانند میسر شدن، دست دادن، پیش آمدن و فراهم شدن اشاره کرد.

فرهنگ معین

(اُ دَ ) (مص ل. ) ۱ - میسر شدن، دست دادن. ۲ - اتفاق خوب یا بدی پیش افتادن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - میسر شدن دست دادن: اگر پا بیفتد. ۲ - اتفاق خوب یا بدی پیش آمدن: پای بدی برایم افتاد.

جمله سازی با پا افتادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نهال آید برون تخمی‌ که افشانند بر خاکش دربن صحرا ز پا افتادن ایجاد عصا دارد

💡 فلک در خاک می‌غلتید از شرم سرافرازی اگر می‌دید معراج ز پا افتادن ما را

💡 دو چیز افتاده خوش از بزم میخواران مرا صائب ز پا افتادن ساقی، به سر غلطیدن مینا

جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز