واردان

لغت نامه دهخدا

واردان. ( اِ ) جوال و غرار. ( ناظم الاطباء ) ( شعوری ). || وردنه. ( ناظم الاطباء ). واردن. رجوع به وردنه شود.

فرهنگ فارسی

(اسم ) چوبی کمه دو سر آن باریک و میانش ضخیم است و خمیر نان را بوسیل. آن تنک سازند.

فرهنگ اسم ها

اسم: واردان (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: vardan) (فارسی: واردان) (انگلیسی: vardan)
معنی: نام دادوری در زمان اردشیر بابکان پادشاه ساسانی

جمله سازی با واردان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اما هاتف سعادت به صدهزار دولت بشارت می‌داد و اقبال دریافت حضرت سلطنت را جابر هر خلل مینهاد و به سراین ضعیف ندا می‌کرد که واردان حضرت ملوک را از تحفه‌ای فراخور حال ایشان نه در خور همت ملوک چاره‌ای نباشد و تو بس مفلسی و و بی‌سرمایه و آن حضرت حضرتی بلند پایه. این ضعیف گفت اگرچه گفته‌اند.

💡 دانشمندان و اندیشمندان ایران‌شناس بر این پندارند که غارهای معبد اژدها، یکی بزرگتر در جنوب و دو تا قرینه در شرق و غرب، نخست نیایشگاه آیین مهر، بوده و کاربرد آن را حتی در دوران پس از اسلام هم نگه داشته بوده‌است. مار در آیین مهر و اژدها در فرهنگ ایرانی، نقشی بنیادین و اثرگذار دارند. اژدها با جهت‌گیری خود به درون نیایشگاه، گویی خوش آمدگوی تازه واردان است.

💡 سودهای بلندمدت: شرکت‌های انحصارگرِچندتایی می‌توانند سودهای غیرعادی بلندمدتی را کسب کنند. موانع زیاد پیش روی تازه واردان مانع آن می‌شود که آن‌ها بتوانند وارد بازار شده و سود اقتصادی انحصارگران را به صفر نزدیک کنند.

هنگام یعنی چه؟
هنگام یعنی چه؟
شبیر یعنی چه؟
شبیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز