هم کیش

لغت نامه دهخدا

هم کیش. [ هََ ] ( ص مرکب )دو تن که پیرو یک کیش و یک مذهب باشند:
که بر جندشاپور مهتر تویی
هم آواز و هم کیش و همسر تویی.فردوسی.از آن کاو هم آواز و هم کیش توست
گمان بر که قیصر به تن خویش توست.فردوسی.بدو گفت خسرو کنون خویش توست
بر آن برنهادم که هم کیش توست.فردوسی.که نزد خدایان ما بار نیست
نه هم کیشی ایدر تو را کار چیست ؟اسدی.رفت گبری پیش گبری گفت هم کیش توام
گبر گفت ار چون منی پس بر میان زنار کو؟سنائی.

فرهنگ عمید

دو تن که یک دین و یک مذهب داشته باشند، هم مذهب.

فرهنگ فارسی

( صفت ) دارای همان دین همدین: رفت گبری پیش گیری گفت هم کیش توام گبر گفت ار چون منی پس بر میان زنار کو. ( سنائی )
هم مذهب، هم دین، دوتن که یک مذهب داشته باشند

جمله سازی با هم کیش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برهان چو آرد پیش من برهان بود هم کیش من حق را باو گویم تمام علم این تقاضا می‌کند

💡 رفت گبری پیش گبری گفت هم کیش توام گبر گفت ار چون منی پس بر میان زنار کو

💡 تویی تویی هم کیش من هم کیش من تویی تویی هم خویش من هم خویش من

💡 آخر به من آن مغ بچه هم کیش برآمد وان کافر بیگانه به من خویش برآمد

💡 بدو گفت مریم به خون خویش تست بران برنهادم که هم کیش تست

قه یعنی چه؟
قه یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز