لغت نامه دهخدا
هرمل. [ هَِ م ِ ] ( ع ص ) زن کلانسال. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || زن شتاب زده فروهشته اندام. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || ناقه سالخورده. ( منتهی الارب ). الناقةالهرمة. ( اقرب الموارد ).
هرمل. [ هَِ م ِ ] ( ع ص ) زن کلانسال. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || زن شتاب زده فروهشته اندام. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || ناقه سالخورده. ( منتهی الارب ). الناقةالهرمة. ( اقرب الموارد ).
زن کلانسال زن شتاب زده فرو هشته اندام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شهرستان هرمل (به عربی: قضاء الهرمل) یک سکونتگاه مسکونی در لبنان است که در استان بقاع واقع شدهاست.
💡 شهرستان هرمل ۵۰۶ کیلومترمربع مساحت و ۳۹٬۰۰۰ نفر جمعیت دارد.