هجز
لغت نامه دهخدا
هجز. [ هََ ] ( ع مص ) گذشتن اندیشه ای به دل. ( منتهی الارب ). هجس. || ( اِ ) آواز نرم که شنوده شود. ( منتهی الارب ). هجس. ( اقرب الموارد ). مؤلف اقرب الموارد نویسد: آوازی که شنوده شود و فهمیده نشود. رجوع به هجس شود.
فرهنگ فارسی
گذشتن اندیشه بدل هجس
جمله سازی با هجز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شرکت بیایتی در بیش از ۱۸۰ کشور جهان مشغول به فعالیت است و در بیش از ۵۰ کشور پیشتاز بازار است. چهار نشان تجاری برتر این شرکت از نظر فروش شامل برند بومی دانهیل، و نشانهای آمریکایی لاکی استرایک، کنت و پال مال هستند. بنسن اند هجز و روتمنز نشانهای تجاری دیگری هستند که از سوی این شرکت بهفروش میرسند. این شرکت در کشورهایی که نشانهای تجاری خود را بهفروش میرساند، لزوماً مالک حقوق مادی و معنوی همه این نشانهای تجاری نیست.
💡 باز سلطانم که در ویرانه جغد آمدم آتش هجز از غم و حسرت کبابم کرده است