لغت نامه دهخدا
نازادن. [ دَ ] ( مص منفی ) نزادن. نزائیدن. مقابل زادن. رجوع به زادن و زاییدن شود:
شعر ناگفتن به از شعری که باشد نادرست
بچه نازادن به از شش ماهه افکندن جنین.منوچهری.
نازادن. [ دَ ] ( مص منفی ) نزادن. نزائیدن. مقابل زادن. رجوع به زادن و زاییدن شود:
شعر ناگفتن به از شعری که باشد نادرست
بچه نازادن به از شش ماهه افکندن جنین.منوچهری.
نزادن نزائیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شعر ناگفتن به از شعری که گویی نادرست بچه نازادن به از ششماهه بفکندن جنین