لغت نامه دهخدا
زیانکاری. ( حامص مرکب ) خسران بردن. ( فرهنگ فارسی معین ). زیان کردن. و رجوع به همین کلمه شود. || زیانگری. ( فرهنگ فارسی معین ). || اتلاف و اسراف. || گناه. ( ناظم الاطباء ).
زیانکاری. ( حامص مرکب ) خسران بردن. ( فرهنگ فارسی معین ). زیان کردن. و رجوع به همین کلمه شود. || زیانگری. ( فرهنگ فارسی معین ). || اتلاف و اسراف. || گناه. ( ناظم الاطباء ).
زیان بردن، ضرر کردن.
خسران بردن زیانگری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زین زیانکاری که باشد اندر او پادشاهان را بود از وی حذر
💡 این تجارت در زیانکاری کند تحصیل سود این عمارت از خرابی پایه سازد استوار
💡 چارسوی اعتبارات از زیانکاری پر است عاقبت سود است اگر با نیستی سودا کنید
💡 سود خود را چه شماری که زیانکاری ره نیکان چه سپاری که گرانباری
💡 عیشها غیر تماشای زیانکاری نیست درخور باختن رنگ بهار است اینجا
💡 گرانباریم ما را رایگان بخش زیانکاری بی سرمایگان بخش