صبح حشر

لغت نامه دهخدا

صبح حشر. [ ص ُ ح ِ ح َ ] ( اِخ ) بامداد قیامت. صبح قیامت. صبح جزا. و رجوع به صبح جزا و صبح محشر شود.

فرهنگ فارسی

بامداد قیامت

جمله سازی با صبح حشر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روزی که صبح حشر کند رو به یک طرف گردد بهشت یک طرف آنکو به یک طرف

💡 تا صبح حشر هست مرا کار در کفن در سینه بس که نشتر آزار مانده است

💡 کجا مجال که تا صبح حشر هر نفسی کنم ز شام فراق تو داستانی چند

💡 فردا که صبح حشر زند چاک پیرهن دست من است و دامن بند نقاب تو

💡 هر کو شنیدی بوی شمیمی ز مشهدش تا صبح حشر نکهت جان در مشام اوست

💡 مستی که خواب عشق ربودش دم نخست کی سر به صبح حشر برآرد ز خواب عشق

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز