لغت نامه دهخدا
فلک زدگی. [ ف َ ل َ زَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) بدبختی. فلاکت. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به فلک زده شود.
فلک زدگی. [ ف َ ل َ زَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) بدبختی. فلاکت. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به فلک زده شود.
بدبختی، تهیدستی.
بدبختی فلاکت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گذشته است هلال رکابم از خورشید من از فلک زدگی سوی هاله می بینم