ساز و نقاره

مترادف‌ها

موسیقی، سازهای کوبه‌ای

لغت نامه دهخدا

ساز و نقاره. [ زُ ن َق ْ قا / ن َ قا رَ / رِ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) ساز و دهل. ساز و سرنا. ساز ونواز. تار و تنبک. تار و طنبور. رجوع به ساز شود.

فرهنگ فارسی

ساز و دهل

جمله سازی با ساز و نقاره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از آداب و رسوم این روستا می‌توان به ساز و نقاره محلی در مراسم‌های عروسی، مراسم گوسفند چینی و شب چله اشاره کرد. اغلب بانوان این روستا لباس‌های محلی به تن می‌کنند.

💡 در گذشته معمولاً مراسم عقدوعروسی توسط ساز و نقاره شروع می‌شد و مورد توجه مردم قرار می‌گرفت و در حال حاضر از اقبال به آن تا حدی کاسته شده‌است.

💡 در مراسم‌های سنتی و جشن‌های عروسی، صدای پرشور ساز و نقاره باعث ایجاد هیجان و شادی بسیار زیادی در میان مهمانان و حاضران در مجلس می‌شود.

💡 گروه موسیقی محلی با استفاده از ساز و نقاره، سعی کردند تا فرهنگ و سنت‌های قدیمی منطقه خود را در قالب آهنگ‌های شاد برای مردم اجرا کنند.

💡 حضور گروه ساز و نقاره در ابتدای جشن، همه را آماده کرد تا با شور و شوق فراوان از آغاز مراسم‌های رسمی و سنتی خوش آمدگویی کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران