لغت نامه دهخدا
نقاره زدن. [ ن َ / ن َق ْ قا رَ / رِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) نقاره نواختن. طبل زدن.
نقاره زدن. [ ن َ / ن َق ْ قا رَ / رِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) نقاره نواختن. طبل زدن.
نقاره را بصدا در آوردن نقاره نواختن.
💡 سازهای سرنا، دهل و نقاره، آلات رایج در موسیقی روستای مارین هستند. این سازها، آواها و نغمههای محلی را در مراسم مختلف همراهی میکنند. در مراسم شادی و عروسی، رقصهای محلی زیبایی اجرا میشود.
💡 این نوع از کشتی که پیشتر با مراسم خاصی و با صدای ساز و نقاره عملی می شد، مراسم آغاز و نحوه اجرای آن متفاوت بوده و دارای فنون و قوانین خاص توام با آداب و رسوم است.
💡 تپه عظیم سلیمان مربوط به عصر آهن - دوره اشکانیان است و در شهرستان گرمی، بخش مرکزی، دهستان اجارود شمالی، روستای نقاره واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۲ دی ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۰۳۱۲ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 رودخانه کبگیان از رودخانههای ایران است که در روستای نقاره خانه در حوالی شهر چیتاب و با فصله ۳۵ کیلومتری از یاسوج فاصله دارد.
💡 بالای آن کوه، جایی است مشهور به نقاره خانه، هرگاه سنگی بر آن موضع بزنند صدایی مثل طبل حادث میشود و تا نیم فرسخ آن صدا میرود.
💡 تا چندین سال پیش هنوز در بعضی شهرهای ایران نقاره مینواختند و همسایهها با ذکر صلوات همسایهشان را از خواب بیدار میکردند.