عبد شمس

لغت نامه دهخدا

عبد شمس. [ ع َ دِ ش َ ] ( اِخ ) ابن عبدمناف از فرزندان اوست. بنوامیه،که بنوامیه اکبر و بنوامیه اصغراند و آنها قبیله ٔاول از عبدمناف بن قصی اند. ( صبح الاعشی ج 1 ص 357 ).

فرهنگ فارسی

ابن عبد مناف از بزرگان عرب از فرزندان اوست بنوامیه: که بنوامیه اکبر و بنو امیه اصغرند و آنها قبیله اول از عبد مناف بن قصی اند.
ابن عبد مناف از فرزندان اواست: بنوامیه که بنوامیه اکبر و بنوامیه اصغراند و آنها قبیله اول از عبد مناف بن قصی اند

جمله سازی با عبد شمس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بپرسید از نامم آنگاه شاه بگفتم بود عبد شمس ای پناه

💡 چو عبد شمس ز دنیا برفت آن مدبر چو بوم شوم ز ویران بماند در بستان

💡 همچنین عبد مناف جد مشترک محمد و علی است که ابوسفیان بن حرب بن امیه بن عبد شمس بن عبدالمناف با هم اشتراکی می‌یابند. (شجره‌نامه محمد: محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف، شجرنامه علی: علی بن ابوطالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف)[نیازمند منبع]

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز