تاراج بردن

لغت نامه دهخدا

تاراج بردن. [ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) به یغما بردن. چاپیدن.
- به تاراج بردن:
سوی کاخ شه سر نهادند زود
به تاراج بردند از آن هرچه بود.اسدی ( گرشاسبنامه ).چشمی که دلی برد به تاراج
دانی که به سرمه نیست محتاج
ور وسمه کنی بر ابروی زشت
چون سبزه بود بروی انگِشت.امیرخسرو.رجوع به تاراج شود.

فرهنگ فارسی

به یغما بردن چاپیدن.

جمله سازی با تاراج بردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غارتگران بی‌توجه به ریزش معبد همچنان مشغول به تاراج بردن گنجینه هستند که ناگهان تمام معبد فروریخته و آزمندان را در زیر آوار خود مدفون می‌سازد.

💡 پس از جدایی مرداویج از اسفار، او بنه لشکریان اسفار را به دست آورد و برای تأمین مخارج لشکریان اردوکشی‌های توسعه‌طلبانه‌ای به شهرهای مختلف انجام داد. در این لشکرکشی‌ها علاوه بر به تاراج بردن ثروت‌های شهرها، برای مردم و امیران هر شهر باج و خراجی سالانه تعیین می‌کرد. شهرهایی که به غارت نمی‌رفتند و بدون درگیری فتح می‌شدند، باج سنگین‌تری می‌بایست پرداخت می‌کردند تا در امان بمانند. از جمله شهرهایی که چنین خراجی را پذیرفتند، شهرهای خوزستان بودند که مرداویج بخشی از مال وصول شده را میان لشکریان خود تقسیم کرد و بخش دیگر را برای خود اندوخت. گاه امیران موظف بودند هزینهٔ لشکرکشی و تأمین علوفهٔ دام‌ها را نیز برعهده گیرند. همچنین مرداویج برای کاستن بار هزینه‌ها، گروهی از فرماندهان خود را نزد امیری می‌فرستاد و می‌گفت مقرری خود را از او بگیرند.

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز