لغت نامه دهخدا
صعب العلاج. [ ص َ بُل ْ ع ِ ] ( ع ص مرکب ) دشوار درمان پذیر. بیماریی که به آسانی به نشود. مرضی که بزودی درمان نیابد و معالجه آن دشوار باشد.
صعب العلاج. [ ص َ بُل ْ ع ِ ] ( ع ص مرکب ) دشوار درمان پذیر. بیماریی که به آسانی به نشود. مرضی که بزودی درمان نیابد و معالجه آن دشوار باشد.
مرضی که به سختی معالجه می شود.
مرضی که بسختی درمان پذیرد مقابل سهل العلاج: مثل بیماری که غده صعب العلاجش را عمل کرده اند نخود را راحت و سبک میدید.
دشوار درمان پذیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بحمداله انسانهای آگاه و فرهیخته فراوانی در عرصه علمی و اجتماعی و همچنین تصمیم گیران دولتی و مدیران توانمندی حضور دارند که با وجود توصیهها و سفارشات قرآن کریم، مکتب اسلام، ائمه معصومین (ع)، قانون اساسی و انتظار اکثریت مردم بنا به وظیفه ویژه، رسیدگی به مسائل مختلف بیماران صعب العلاج و اهمیت به حقوق و حفظ حیثیت و شئون انسانی آنان را سرلوحه برنامهکاری خود قرار میدهند.
💡 براساس مشاهدات و مطالعات بعمل آمده جامعه بشری از دهه هفتاد (۱۹۷۰میلادی) شاهد تغییرات بسیاری در زمینه سلامت اجتماعی و خصوصاً بیماریهای نوظهور و بعضاً صعب العلاج و لاعلاج مواجه شدهاست که هیچگونه تعریف یا سببی را نمیتوان بهطور دقیق و علمی برای آن شناخت.
💡 بنابراین در هر جامعهای تعدادی افراد مبتلا به بیماریهای صعب العلاج هستند که این بیماریها تا پایان عمر همراه بیمار بوده و علاوه بر ضروریات درمان منظم و مستمر و لزوم مراقبتهای ویژه از آنان، گروهی از این بیماران به لحاظ ماهیت بیماری و عوارض آن و مشکلات مختلف در شرایط ویژهای بسر میبرند.
💡 در آوریل ۲۰۱۹، بائه ۱۰۰ میلیون روپیه به انجمن ملی امدادرسانی به پل هوپ بریج برای کمک به قربانیان آتشسوزیهای گسترده در گنگواندو اهدا کرد. او در روز تولد خود در ۱۰ اکتبر ۲۰۱۹، ۱۰۰ میلیون وون کمک مالی برای کودکان مبتلا به بیماری های صعب العلاج انجام داد.