لغت نامه دهخدا
سعدا. [ س ُ ع َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ سعید. ( دهار ). رجوع به سعید شود.
سعدا. [ س ُ ع َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ سعید. ( دهار ). رجوع به سعید شود.
= سعید
جمع سعید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدانک حقیقت معاد باز گشتن نفوس انسانی است با حضرت خداوندی یا باختیار چنانک نفوس سعدا یا با ضطرار چنانک نفوس اشقیا. و بازگشت همه با آن حضرت است که «ان الینا ایابهم»و فرمود «کما بداکم تعودون»
💡 روز عقلا از ستم و جور تو تار است صبح سعدا از طمع و حرص تو شام است
💡 ملکوت و ملک بادا سعدا و اشقیا را که گذشتم از تن و جان وزاین و آن گذشتم
💡 یا من بنا قصر الکمال مشیدا لا زال سعدا بالسعود مؤیدا
💡 فادخل الأبناء بصلاح الآباء الجنة. قال عکرمه کان ذلک لقوم ابراهیم و موسی فامّا هذه الامّة فلهم ما سعوا و ما سعی غیرهم، فمن یصدّق عنه او یصام له او یحجّ عنه لا حق به و ان لم یأمر. و فی الخبر انّ سعدا سأل رسول اللَّه (ص) هل لامّی ان تطوّعت عنها قال نعم و روی انّ امراة سالته فقالت انّ ابی مات و لم یحجّ، قال فحجّی عنه.