لغت نامه دهخدا
( علیه اللعنة ) علیه اللعنة. [ ع َ ل َ هِل ْ ل َ ن َ ] ( ع جمله اسمیه نفرینی ) لعنت بر او باد! نفرین بر او باد! پس از نام مردم شریر و بدکار آرند: شمر علیه اللعنة.
( علیه اللعنة ) علیه اللعنة. [ ع َ ل َ هِل ْ ل َ ن َ ] ( ع جمله اسمیه نفرینی ) لعنت بر او باد! نفرین بر او باد! پس از نام مردم شریر و بدکار آرند: شمر علیه اللعنة.
لعنت بر او باد.
( جمله اسمی ) لعنت بر او باد. بهنگام نفرین گویند ): پس ابوجهل - علیه العنه - ازین خواب عاتکه آگاه شد.. یاعلیه اللعنه والعذاب. ( جمله اسمی ) لعنت و شکننجه ( خدا ) براو باد. ( پس از ذکر نام شیطان کافران و شریران گویند. )
لعنت بر او باد. نفرین بر او باد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن راکه خواهیم برگزینیم و خانهٔ سینهٔ وی را مفتاح خزاین غیب گردانیم و انوار بی شمار بروی نثارکنیم و مدد لطایف بی عدد بروی ایثارکنیم و تقوی را دثار وی گردانیم تاکلام نامخلوق ازوی خبر می دهد: «هدیً للمتقین الذین یؤمنون بالغیب» دست ایشان به گنج نعمت غیب رسد در بحر آلاء و نعما غریق شوند، در سراپردۀ قدم، قدم بر بساط فضل نهند ازکاس محبت، شراب الفت چشیده و شخص دولت ایشان سر به ثریا کشیده و قلم و لوح این رقم به روزگار ایشان زده. «ان الابرار لفی نعیم»، در آن برگزیدن کس را بر من اعتراضی نی، آن راکه خواهم بردارم و آن راکه خواهم فروگذارم، تا نهاد یکی را عیبهٔ عیب گردانیم و سرمهٔ بی خبری در دیدۀ وی کشیم تا عسل کسل از شرابخانهٔ ابلیس علیه اللعنه می نوشدکه: «و ان الفجار لفی جحیم».